اختلالات فکری چیست؟ نکاتی مهم درباره اختلالات فکری

چکیده این مطلب :


- اختلالات فکری مختلف بسیاری با نمودهای متفاوت وجود دارند که عموما به واسطه ترکیبی از افکار، ادراک، احساسات، رفتار و روابط غیرطبیعی با دیگران شناخته می شوند. 
- اختلالات فکری عبارتند از: افسردگی، اختلال دوقطبی، شیزوفرنی و سایر موارد روان پریشی، نسیان و اختلالات رشد از جمله اوتیسم.
- استراتژی های موثری برای جلوگیری از اختلالات فکری همچون افسردگی وجود دارد.
- درمان های موثری نیز برای اختلالات فکری وجود دارد و به واسطه راه هایی می توان از ناراحتی نشات گرفته از آن ها کم کرد.
- دسترسی به مراقبت درمانی و خدمات اجتماعی که قادر به ارائه درمان و حمایت اجتماعی باشد، نکته ای کلیدی به شمار می رود. 

اختلالات فکری

حقایق کلیدی
- اختلالات فکری مختلف بسیاری با نمودهای متفاوت وجود دارند که عموما به واسطه ترکیبی از افکار، ادراک، احساسات، رفتار و روابط غیرطبیعی با دیگران شناخته می شوند. 
- اختلالات فکری عبارتند از: افسردگی، اختلال دوقطبی، شیزوفرنی و سایر موارد روان پریشی، نسیان و اختلالات رشد از جمله اوتیسم.
- استراتژی های موثری برای جلوگیری از اختلالات فکری همچون افسردگی وجود دارد.
- درمان های موثری نیز برای اختلالات فکری وجود دارد و به واسطه راه هایی می توان از ناراحتی نشات گرفته از آن ها کم کرد.
- دسترسی به مراقبت درمانی و خدمات اجتماعی که قادر به ارائه درمان و حمایت اجتماعی باشد، نکته ای کلیدی به شمار می رود. 

مشکل اختلالات فکری همچنان در حال رشد بوده و در همه کشورهای دنیا تاثیرات قابل توجهی بر سلامت افراد داشته و دارای عواقب جدی اجتماعی، حقوق بشری و اقتصادی است. 

 

 

افسردگی
افسردگی یک بیماری شایع بوده و یکی از علل ناتوانی در سراسر جهان به شمار می رود. در جهان، حدود 264 میلیون نفر دچار افسردگی هستند که بیشتر شامل زنان می شود تا مردان.
افسردگی دارای علائمی همچون ناراحتی، بی علاقگی و عدم لذت، احساس گناه یا بی ارزش دانستن خود، اختلال خواب و اشتها، خستگی و ضعف در تمرکز است. افراد دچار افسردگی ممکن است دارای گلایه های جسمی نیز باشند بدون آن که دلیلی جسمی مشخصی برای آن وجود داشته باشد. افسردگی می تواند مداوم یا عودکننده باشد و به شکل اساسی توانایی افراد در کار و تحصیل یا پرداختن به امور زندگی روزانه را مختل نماید. افسردگی در شدیدترین حالت خود به خودکشی منجر می شود. 
مشخص شده است که برنامه های پیشگیری از افسردگی می تواند باعث کاهش افسردگی، هم برای کودکان (مثلا از طریق محافظت و ارائه حمایت روانی بعد از سوءاستفاده جسمی و جنسی) و هم بزرگسالان (مثلا از طریق کمک های روان شناختی بعد از جنگ یا بلایا) گردد.
درمان های موثر مختلفی برای افسردگی وجود دارد. افسردگی خفیف تا متوسط را می توان به شکلی موثر به واسطه درمان از طریق گفتگو، مثل رفتاردرمانی شناختی و روان درمانی تسکین داد. داروهای ضدافسردگی نیز می توانند درمان موثری برای افسردگی متوسط تا شدید باشند اما نباید جزو اولین اقدامات در خصوص موارد افسردگی خفیف قرار گیرند. از آن ها نباید برای درمان کودکان استفاده کرد و در مورد نوجوانان نیز نباید جز اولین گزینه ها باشند و باید با احتیاط به سراغ آن ها رفت. 
مدیریت افسردگی باید دربردارنده جنبه های روانی-اجتماعی مثل شناسایی عوامل استرس، همچون مشکلات مالی، دشواری های محل کار یا سوءاستفاده جسمی و روانی باشد و منابع حمایتی مثل اعضای خانواده و دوستان را مورد توجه قرار دهد. حفظ یا فعال سازی مجدد شبکه های اجتماعی و فعالیت های اجتماعی از اهمیت بسزایی در زمینه افسردگی برخوردار است. 


اختلال دوقطبی
این اختلال، 45 میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر خود قرار داده است و عموما شامل دوره شیدایی و افسردگی است که دوره هایی از حالت نرمال، آن ها را از هم جدا می کند. دوره های شیدایی در ارتباط با روحیه شیداگونه، زود تندخو شدن، حساسیت بیش از حد، گفتار سریع، عزت نفس کاذب و نیاز کمتر به خواب است. افرادی که دچار حملات شیدایی می شوند اما دوره های افسردگی را تجربه نمی کنند نیز در گروه اختلال دوقطبی قرار می گیرند. 
درمان های موثری برای رسیدگی به فاز حاد اختلال دوقطبی و پیشگیری از عود وجود دارد. این درمان ها شامل داروهایی هستند که خلق و خو را پایدار می سازند. حمایت روانی-اجتماعی نیز مولفه درمانی بسیار مهمی است. 

 

شیزوفرنی و سایر موارد روان پریشی
شیزوفرنی یک اختلال شدید روانی است که 20 میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر خود قرار می دهد. روان پریشی، شامل شیزوفرنی به واسطه اختلال در تفکر، ادراک، احساسات، زبان، حس خویشتن و رفتار شناخته می شود. تجارب شایع روان پریشانه شامل توهم (شنیدن، دیدن یا حس کردن چیزهایی که وجود ندارند) و خیالات (ظن یا باورهای اشتباه یکسره ای که بدون هیچ شواهدی، اعتقادی راسخ به آن ها شکل می گیرد) است. این اختلال باعث می شود کار و تحصیل عادی برای افراد دشوار گردد. 
انگ و تبعیض اجتماعی می تواند به فقدان دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی منجر شود. علاوه بر این، افراد دچار روان پریشی در معرض خطر بالای موارد نقض حقوق بشر همچون محبوس شدن طولانی مدت در نهادهای مخصوص آن ها هستند. 
شیزوفرنی عموما در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی به وجود می آید. درمان با دارو و حمایت روانی-اجتماعی در مورد آن موثر است. با درمان و حمایت اجتماعی مناسب، افراد متاثر می توانند زندگی پرباری داشته باشند و وارد جامعه شوند. تسهیل زندگی آن ها از طریق کمک سایرین، حمایت در تهیه مسکن و یافتن شغل نیز می تواند مبنایی باشد که به واسطه آن افراد دچار اختلالات شدید روانی، از جمله شیزوفرنی بتوانند به اهداف بهبودی متعددی دست یابند زیرا این گونه افراد اغلب در به دست آوردن و حفظ مکانی برای زندگی و اشتغال عادی با مشکل روبرو هستند. 

 

 

نسیان
در سراسر جهان، تقریبا 50 میلیون نفر دچار نسیان هستند. نسیان معمولا دارای ماهیتی مزمن یا پیشرونده است که در آن وخامت عملکرد شناختی (یعنی توانایی پردازش افکار) فراتر از آن چیزی روی می دهد که در اثر کهولت نرمال مورد انتظار است. این مسئله بر حافظه، تفکر، جهت یابی، درک، محاسبه، توانایی یادگیری، زبان و قدرت قضاوت افراد تاثیر می گذارد. اختلال عملکرد روانی عموما با وخامت کنترل عواطف و رفتار اجتماعی همراه است و گاهی نیز بعد از چنین مواردی روی می دهد. 
نسیان در اثر طیف گسترده ای از بیماری ها یا جراحاتی که روی مغز اثر می گذارند همچون بیماری آلزایمر یا سکته مغزی می تواند روی دهد. 
با این که در حال حاضر درمانی برای رفع نسیان یا تغییر دوره پیشروی آن وجود ندارد، اما درمان های بسیاری در مراحل مختلف آزمون های بالینی قرار دارند. با این حال، کارهای زیادی می توان برای حمایت و بهبود زندگی افراد دچار نسیان و مراقبت کنندگان و خانواده های آن ها انجام داد. 

بیشتر بخوانیم: جویدن ناخن و راه های درمان آن

اختلالات رشد، شامل اوتیسم
اختلال رشد، یک اصطلاح کلی است که ناتوانی فکری و اختالالات غالب رشد همچون اوتیسم را پوشش می دهد. اختلال رشد معمولا در کودکی آغاز می شود اما تا بزرگسالی ادامه می یابد و مسبب اختلال یا تاخیر در عملکردهای مرتبط با بلوغ سیستم اعصاب مرکزی می گردد. این نوع اختلالات بر خلاف بسیاری از اختلالات فکری که دوره های تسکین و عود متعددی دارند، معمولا دوره و مسیری مشخص را دنبال می کنند.
ناتوانی ذهنی به واسطه اختلال مهارت ها در چندین حوزه رشد همچون عملکرد شناختی و رفتار سازگارشونده مشخص می شود. پایین تر بودن میزان هوش باعث کاهش توانایی هماهنگ شدن با مطالبات روزانه زندگی می گردد.
علائم عمومی اختلالات رشدی مثل اوتیسم شامل مواردی است از جمله اختلال رفتار اجتماعی، اختلال در زبان و ارتباط و علایق و فعالیت های بسیار خاص که مختص آن فرد بوده و پیوسته تکرار می شوند. اختلالات رشد اغلب در طفولیت و ابتدای کودکی شروع می شوند. افراد دچار این اختلالات گهگاه، میزانی از ناتوانی ذهنی را بروز می دهند. 
مشارکت خانواده در مراقبت از افراد دچار  اختلال رشد بسیار مهم است. دانستن این که چه چیزی باعث آزردگی و بهروزی افراد متاثر می شود، مولفه مراقبتی مهمی است و متوجه شدن این مسئله که چه محیط هایی بیشترین کمک را به یادگیری این افراد می کند نیز به همان اندازه اهمیت دارد. داشتن ساختاری مشخص برای رویه های روزانه می تواند از استرس بی دلیل جلوگیری کند، به صورتی که زمان غذا خوردن، بازی، یادگیری، ارتباط با دیگران و خواب کاملا مشخص و منظم باشد. پیگیری مرتب از سوی خدمات درمانی برای افراد خردسال و بزرگسال مبتلا به اختلالات رشد نیز باید مورد توجه باشد. 
جامعه به طور کلی باید نقش مناسب خود را در رعایت حقوق و نیازهای افراد دچار ناتوانی به بهترین شکل ایفا کند.

 

 

چه کسانی در خطر ابتلا به اختلالات فکری هستند؟
عوامل موثر بهداشت روانی و اختلالات فکری نه تنها شامل ویژگی های منفردی مثل توانایی مدیریت افکار، احساسات، رفتار و تعاملات خود با دیگران می باشد، بلکه عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی همچون سیاست گذاری های ملی، حفاظت اجتماعی، استانداردهای زندگی، شرایط کار و حمایت اجتماع را نیز در بر می گیرد.
تنش، ژنتیک، تغذیه، بیماری های دوره زایمان، و قرار گرفتن در معرض خطرات زیست محیطی نیز جزو عوامل موثر در اختلالات فکری است. 

سلامتی و حمایت
سیستم های سلامتی هنوز به بار سنگین اختلالات فکری پاسخ مناسبی نداده اند. در نتیجه، شکاف بزرگی بین نیاز به درمان و دریافت حقیقی آن در سراسر جهان وجود دارد. در کشورهای کم درآمد، بین 76% تا 85% افراد دچار اختلال روانی، درمانی دریافت نمی کنند. 
یک مسئله دیگر که بر پیچیدگی مشکل می افزاید، کیفیت ضعیف مراقبت از کسانی است که آن درمان ها را دریافت می کنند. 
افراد مبتلا به بیماری های روانی، علاوه بر حمایت از سوی خدمات مراقبت درمانی، به حمایت های اجتماعی نیاز دارند. آن ها اغلب در دسترسی به برنامه های آموزشی که نیازهای آن ها را تامین کند و یافتن شغل و مسکنی که به آن ها امکان دهد زندگی کنند و نقش فعالی در جامعه داشته باشند، با مشکل روبرو هستند.

 

محصولات پیشنهادی مرتبط

کتاب هیپنوتیزم و اضطراب

  نمی دانم اکنون که شما تصمیم به خواندن این کتاب دارید چه میزان علاقه به مباحث رواندرمانی  و ناهشیار دارید؟ آیا برای شماهم دیدن یک هیپنوتراپیست جذاب است؟ آیا شماهم احساس می کنید زمانی که یک رواندرمانگر را از نزدیک می بینید، می توانید تمام مسائل و مشکلاتتان رابه او بگویید؟!